سيد جلال الدين آشتياني
60
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
حركت جوهرى و ذاتى است احتياج به جعل ندارد . به عبارت ديگر فاعل غيبى مبدأ وجود و فاعل مباشر حركت مبدأ حركت و سكون است ، لذا طبيعت را تعريف كردهاند : « بأنها مبدأ الاول للحركة و السكون » و مبدأ وجود حقيقت حق يا وجهى از وجوه اوست و اينكه بعضى اشكال كردهاند تجدد همانطورى كه ذاتى از براى حركت جوهريه است و جواهر خارجيه به حسب وجود محتاج به علت و به حسب حركت مستغنى از علتند ، ما اين مبنا را در حركات عرضيه اختيار مىنماييم و تجدد و حركت را ذاتى اعراض دانسته و وابستگى اعراض را به طبيعت به حسب وجود مىدانيم و اعراض در تجدد مستغنى از جاعل مىباشند و روى اين مبنا طبيعت ثابت و غيرمتحرك است . جواب اين اشكال از تقرير مطلب قبلى واضح شد و گفتيم حركات عرضيه بايد منتهى شوند به حركت در ذات و جوهر طبيعت ، همانطورى كه انتهاى نفس اعراض به طبيعت ضرورى است ، همچنين حركات و تجددات و تصرمات عرضيه نيز بايد منتهى به طبيعت شوند ، چه آنكه عرض در جميع شؤونات محتاج به جوهر و جوهر محل انبعاث عرض است و طبيعت فاعل مباشر عرض است ، نه فاعل مفيض وجود ؛ لذا محققان طبيعت را مبدأ حركت و سكون مىدانند . اگر چنانچه حركت ذاتى اعراض باشد بهنحوى كه اعراض در اتصاف به تجدد و تصرم مستغنى از جاعل باشند ، بايد طبيعت جسمانيه فاعل الهى و مفيض وجود عرض باشد ، نه فاعل مباشر حركت . محققان از حكما مثل شيخ الرئيس و اتباع او طبيعت را حامل و مبدأ نفس حركت و نحوهء وجود حركت و متحرك را مستند به فاعل قدسى و غيبى مىدانند . تكمله معناى حركت ، خروج شىء از قوه به فعل يا خروج تجددى از قوه به فعل است ، ما به الحركة ( اى ما به يخرج الشىء من القوة الى الفعل ) طبيعت است .